یادداشت های برفی

متن مرتبط با «چشم» در سایت یادداشت های برفی نوشته شده است

خواب از چشم من پر کشید.....

  • نیلوبلاگ

    لعنت بر من و تمام خواب هایملعنت بر این حس دقیقی که بعد از هر بار خواب دیدنت یا خودت را دیدم یا خبرت را شنیدم....لعنت به چشمانم که هنوز هم میبارند به یادتلعنت به دستانم  به کل تنم که مثل همان پنج سال پیش، امشب هم  با دیدن پیامت به لرزه افتاد..لعنت به زمستانی که عاشقشم اما تو باعث میشوی سوزش در تابستان گلویم را، تنم را منجمد کند و بروم زیر پتو اما باز بلرزم...لعنت به خواب هایم.... لعنت به این اشک ها که بی وقفه میریزند....خواب دیده بودم بعد از سال ها و به سختی پدر یک پسر شده ای... و امش...

    ادامه مطلب
  • من هنوز دلم می لرزد ...

  • نیلوبلاگ

    دلم نمیخواد دیگه اینجا چیزی بنویسم.xa0xa0xa0همان حجبی که مدت ها وادار به سکوتم کرد در ابراز حسی که داشتم, این روز ها دوباره و حتی شدید تر از قبل محکوم به سکوتم می کند در قبال ِ آنچه که از ذهن و دلم می گذرد.نمیدانم اسمش چیست! حماقت ِ محض و یا افسانه ی دلباختگی...اما ما هر دو باختیم. من بی فکری کردم و باختم, او بی معرفتی کرد و باخت. من نگفتم دوستش دارم و باختم, او نگفت همسر دارد و باخت! میدانی باختن گفتن های من معنای دیگری دارند اگر بیشتر رویشان با دلت فکر کنی. در زندگی گاهی حتی اگر تصور ِ خوبی را...

    ادامه مطلب